قطعــا روزي صــدايــم را خــواهــي شنيــد!
گاه آدمی تنهاتر از آنست که سکوتش میگوید
دیشب
تنهایی ام
تا نوک مدادت آمده بود
اگر می نوشتی ام!اگر می نوشتی ام!گاه
تنهایی تنهاتر از آن است که دیده شود...
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
نه از خودم فرار کرده ام
نه از شما
به جستجوی کسی رفته ام که
" مثل هیچکس نیست"نگران نباشید
یا با او بازمیگردم
یا او
بازم میگرداند
تا مثل شما زندگی کنم...
نه از شما
به جستجوی کسی رفته ام که
" مثل هیچکس نیست"نگران نباشید
یا با او بازمیگردم
یا او
بازم میگرداند
تا مثل شما زندگی کنم...
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
قطعــا روزي صــدايــم را خــواهــي شنيــد!
روزي کــه نــه صــدا اهميــت دارد،
و نــه روز . . .
حسین پناهی
روزي کــه نــه صــدا اهميــت دارد،
و نــه روز . . .
حسین پناهی
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
روزگارم این است :
دلخوشم با غزلی ،
تکه نانی ، آبی ،
جمله ی کوتاهی ،یا به شعر نابی ،
و اگر باز بپرسی گویم :
دلخوشم با نفسی ،
حبه قندی ، چائی ،
صحبت اهل دلی ،
فارغ از همهمه ی دنیایی ...
دلخوشی ها کم نیست ، دیده ها نا بیناست .
دلخوشم با غزلی ،
تکه نانی ، آبی ،
جمله ی کوتاهی ،یا به شعر نابی ،
و اگر باز بپرسی گویم :
دلخوشم با نفسی ،
حبه قندی ، چائی ،
صحبت اهل دلی ،
فارغ از همهمه ی دنیایی ...
دلخوشی ها کم نیست ، دیده ها نا بیناست .
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
کوچه ها را بلد شدم
رنگهای چراغ راهنما
جدول ضرب
دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم
اما گاهی میان آدمها گم میشوم
آدم ها را بلد نیستم.!
رنگهای چراغ راهنما
جدول ضرب
دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم
اما گاهی میان آدمها گم میشوم
آدم ها را بلد نیستم.!
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
میدانی؟ میدانی از وقتی دلبستهات شدهام
همهجا بوی پرتقال و بهشت میدهد
هرچه میكنم چهار خط برای تو بنويسم
میبينم واژهها خاک بر سر شدهاند
هرچه میكنم چهار قدم بيايم
تا به دستهایت برسم زانوهایم میخمد
نه اينكه فكر كنی خستهام
نه اينكه تاب راه رفتن نداشته باشم
نه... تا آخرش همين است
نگاهت به لرزهام میاندازد.
عباس معروفی
همهجا بوی پرتقال و بهشت میدهد
هرچه میكنم چهار خط برای تو بنويسم
میبينم واژهها خاک بر سر شدهاند
هرچه میكنم چهار قدم بيايم
تا به دستهایت برسم زانوهایم میخمد
نه اينكه فكر كنی خستهام
نه اينكه تاب راه رفتن نداشته باشم
نه... تا آخرش همين است
نگاهت به لرزهام میاندازد.
عباس معروفی
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
شب ندارد سرِ خواب،
شاخِ مأیوسِ یکی پیچکِ خشک
پنجه بر شیشهی در میساید.
من ندارم سرِ یأس،
زیرِ بیحوصلگیهای شب، از دورادور
ضربِ آهستهی پاهای کسی میآید.
شاملو
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 11:42 توسط marichy
|